تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( اکبر اکسیر )
پیچک ( اکبر اکسیر )
شعر و ادب پارسی

اکبر اکسیر



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

وای که من چقدر دلم می خواهد هدایت بشوم!

افسوس که روستای مان

لوله کشی گاز نشده است!

راستی سگ ولگرد،هدایت را گاز گرفت

یا هدایت.....

 

اکبر اکسیر

http://esmaeil212.persianblog.ir/post/109

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان شش, | بازديد : 189

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

قلعه حيوانات

**

در كوچه، گوسفندم

در مدرسه، طوطي

در اداره، گاو

به خانه كه مي‌رسم سگ مي‌شوم

چوپاني از برنامه كودك داد مي‌زند:

گرگ آمد! گرگ آمد!

و من كنار بخاري

شعر تازه‌ام را پارس مي‌كنم!

 

 

اکبر اکسیر

http://www.iricap.com/magentry.asp?id=4715

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 226

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

در راه کشف حقیقت

 سقراط به شوکران رسید

مسیح به میخ و صلیب

ما نه اشتهای شوکران داریم

نه طاقت میخ و صلیب

 پس بهتر است بجای کشف

 حقیقت برگردیم و کشکمان را بسابیم

 

 

اکبر اکسیر

http://sisili.ir/Cat/57

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 181

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

صحنه / شب حمله بود

زير آتش توپخانه

ما سنگر مي كنديم و ديوار مي كشيديم

لودر ها خالي مي شدند ، كيسه ها پر

سنگ روي سنگ بند نبود

بچه هاي تبليغات

نرسيده به نماز شب ايستادند

كارگردان به طعنه گفت :

اي كساني كه ايمان آورديد

كاش سيمان مي آورديد !

 

 

اکبر اکسیر

http://www.maemoriat.blogfa.com/post-84.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 184

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

به گزارش انستیتو پاستور

مردان خیابانی بر دو دسته اند :

مردان دست اول ، مردان یک لقمه نان ، مردان کار

مردان دست دوم ، مردان بوق و کلینکس ، مردان هار

به اطلاع اهالی شریف می رساند

سگ حیوان نجیبی است

امان از دست دومی های پدر سگ !

 

اکبر اکسیر

http://www.iran-forum.ir/thread-50145.html

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 225

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ــ الو !

من اچبر اچسیر هستم فرزند مرحوم نغی اچسیر

اهل آستارا ، ۵٢ ساله ، با لهجه ی قلیظ تورکی

سوگند می خورم زمین ثابت است ، خورشید متحرک

و اقرار می کنم سردبیر راست می گوید

من شاعر نیستم ، گاوم !

 

اکبر اکسیر

http://nice-poem.persianblog.ir/tag/%D8%A7%DA%A9%D8%A8%

آقای اچبر اچسیر  دوستت داریم

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 4

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

صنایع مونتاژ

**

مادر از عروسی برگشت

گیس مصنوعی

دندان مصنوعی

لنز چشم

مژه و ناخن مصنوعی را برداشت

خط چشم

خط ابرو

خط لب را پاک کرد

مادربزرگ شد

پدر به طعنه گفت :

لعنت بر این صنایع مونتاژ.

 

اکبر اکسیر

http://www.2377.blogfa.com/post/240

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 181

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

(سالم سازی )

**

به لطف اسکله ها

ساحل پر از اسکلت ماهی است

صدف ها پودر شده اند

کارگران شیلات ، پلاژدار

 قلیان های میوه ای ، فانوس دریایی

و ماهیان خاویاری در غیاب کیلکا

اتاق خالی اجاره می دهند

خزر ، پر از عروس دریایی ست

می روم سر و گوشی آب بدهم !

 

 

اکبر اکسیر

http://www.2377.blogfa.com/post/240

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 222

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

سیلان

**

مهمان كه مي رسد

مادر  از خجالت آب مي شود

پدر ، در  صد درجه  به جوش مي آيد

سماور  مي چايد

قند  بالا مي رود

كاشف السلطنه ـ قاچاقچي معروف چاي ! ـ

با احمد و محمود وارد مي شود

و كارخانه هاي چاي لاهيجان

يك به يك كلوچه مي شوند !

 

اکبر اکسیر

http://parsinet.blogfa.com/post/494

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 231

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

نشانه ها

**

 

زنگ کاردستی

یا پارو می‌ساختم یا نردبان

آقای شرقی می‌گفت:

نردبان و پارو

نشانه ترقی و ثروت است

_یادش به‌خیر_

حال در پشت‌بام خانه‌ای

برف پارو می کنم

و نردبان، وسیله‌ای‌ست

که مرا به پایین می‌برد!

 

 اکبر اکسیر

http://parsinet.blogfa.com/post/494

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 234

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

كلاغ شويي

**

لطفاً یک کلاغ چل کلاغ نکنید

بالاتر از کلاغ رنگی نیست

کلاغ بر خلاف لک لک

یک لکۀ سیاه هم ندارد

پروندۀ کلاغ سفید سفید است

تهمت صابون دزدی هم

کار انگلیسی هاست!

 

 

اکبر اکسیر

http://parsinet.blogfa.com/category/17

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 219

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

سربازی

**

نشسته بودیم

مادر، نصیحتم می کرد:

- عجله نکن، چشم!!

همین حین، دو گنجشک لات بی چشم و رو آمدند

و درست جلوی چشم ما...

مادر سرخ سرخ شد

در دل گفتم:

خوش به حال گنجشک ها

که مشکل سربازی ندارند!

 

اکبر اکسیر

http://parsinet.blogfa.com/category/17

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 214

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

صفر را بستند

که ما به بیرون زنگ نزنیم !

از شما چه پنهان ....

      ما از درون زنگ زدیم !

 

 

اکبر اکسیر

http://just-poem.blogfa.com/tag/%D8%A7%DA%A9%D8%%

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 175

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

ملیحه می داند

من اگر بمیرم مریض خواهم شد

پس قبل از دفن

شربت و قرص و یک لیوان آب

و ساعت زنگدار برای هر 8 ساعت یک عدد

فراموش نشود

ضمنا به مرده شور بسپارید

این مرده را قبل از مصرف بتکاند

امکان دارد نمرده باشد

مگر نمی دانید در سرزمین ما

شاعران بعد از مرگ ، زنده می شوند ؟!

 

اکبر اکسیر

http://just-poem.blogfa.com/tag/%D8%A7%DA%

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 173

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

یاهو

 

**


هي گفتند : پدر مادر ها !

مراقب بچه ها باشيد

اينترنت چيز بدي است

ماهواره خطر دارد

بچه ها منحرف مي شوند ...

گوش نداديم كه نداديم

حالا مادر رفته دبي ، كنسرت

پدر رفته دنبال تقويتي چهار كاره

كاش مراقب پدر مادر ها بوديم !

 

 اکبر اکسیر

http://just-poem.blogfa.com/tag/%D8%A7%-%

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 238

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد