تبلیغات اینترنتیclose
شب خیرات شب خیرات دعای باران خواند( اکبر اکسیر )
پیچک ( اکبر اکسیر )
شعر و ادب پارسی

اکبر اکسیر



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 12 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

شب خیرات

مادر ،یک ریز

دعای باران خواند

نزدیک های صبح

رود کنار خانه پر شد

از روی پل گذشت

یواشکی به اتاق رفت

پدر غسل ارتماسی کرد

مادر ادامه داد:

واجِب قریه اِلی ا...

و ما به خیر و خوشی یتیم شدیم!

 

 

 اکبر اکسیر

 http://jomalatziba.blogfa.com/cat-62.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان سه, | بازديد : 107