تبلیغات اینترنتیclose
نشسته بودیم مادر، نصیحتم می کرد: ( اکبر اکسیر )
پیچک ( اکبر اکسیر )
شعر و ادب پارسی

اکبر اکسیر



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

سربازی

**

نشسته بودیم

مادر، نصیحتم می کرد:

- عجله نکن، چشم!!

همین حین، دو گنجشک لات بی چشم و رو آمدند

و درست جلوی چشم ما...

مادر سرخ سرخ شد

در دل گفتم:

خوش به حال گنجشک ها

که مشکل سربازی ندارند!

 

اکبر اکسیر

http://parsinet.blogfa.com/category/17

برچسب ها : ,

موضوع : اکبر اکسیر ، شیرین بیان پنج, | بازديد : 223