پیچک ( اکبر اکسیر )

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- وای که من چقدر دلم می خواهد ( اکبر اکسیر )
- در كوچه، گوسفندم در مدرسه، طوطي( اکبر اکسیر )
- در راه کشف حقیقت( اکبر اکسیر )
- صحنه / شب حمله بود زير آتش توپخانه( اکبر اکسیر )
- به گزارش انستیتو پاستور( اکبر اکسیر )
- من اچبر اچسیر هستم ( اکبر اکسیر )
- مادر از عروسی برگشت ( اکبر اکسیر )
- به لطف اسکله ها ساحل پر از اسکلت ( اکبر اکسیر )
- مهمان كه مي رسد مادر از خجالت ( اکبر اکسیر )
- زنگ کاردستی یا پارو می‌ساختم ( اکبر اکسیر )
- لطفاً یک کلاغ چل کلاغ نکنید( اکبر اکسیر )
- نشسته بودیم مادر، نصیحتم می کرد: ( اکبر اکسیر )
- صفر را بستند که ما به بیرون ( اکبر اکسیر )
- ملیحه می داند من اگر بمیرم مریض خواهم شد( اکبر اکسیر ) ...
- هي گفتند : پدر مادر ها ! ( اکبر اکسیر )
- من هم زرنگ شده ام( اکبر اکسیر )
- بسته نمي شوند مي كاوند مي يابند مي گيرند ( اکبر اکسیر )
- نزديك عيد بود و خانه تكاني( اکبر اکسیر )
- برادرم مشاور املاك است( اکبر اکسیر )
- پدر كه رفت( اکبر اکسیر )
- گفتم مرگ، حق است ( اکبر اکسیر )
- از فردوسي تا فردوسي پور ( اکبر اکسیر )
- مليحه مي گويد نگاه كن( اکبر اکسیر )
- سر صبح نشسته ام براي شعر( اکبر اکسیر )
- هرچه كتاب مي خواندم( اکبر اکسیر )
- هر چه مي دانستم ( اکبر اکسیر )
- در حياط هاي قديمي( اکبر اکسیر )
- شب امتحان جانورشناسي( اکبر اکسیر ) ...
- شير نخوردم ترسيدم تب مالت بگيرم( اکبر اکسیر )
- عرفان پدر شد به خانه اش رفت( اکبر اکسیر )
- در خانه از لولو مرا ترساندند ( اکبر اکسیر )
- تا چند سال پيش از سوپر مرغ ( اکبر اکسیر )
- مي گويم چاي بياورم؟( اکبر اکسیر )
- با دروغ مادر به دنيا آمديم( اکبر اکسیر )
- به تمام بانك ها بدهكارم جز بانك خون( اکبر اکسیر )
- مقامات غرق در مقامند( اکبر اکسیر )
- همه دوستانم به مسافرت رفته اند( اکبر اکسیر )
- شهريور شعر بود و شنا( اکبر اکسیر )
- در راه کشف حقیقت( اکبر اکسیر )
- شب خیرات شب خیرات دعای باران خواند( اکبر اکسیر )
- مواظب وسایلتون باشین!( اکبر اکسیر )
- این پارک پارکینگ می شود ( اکبر اکسیر )
- من تعجب می کنم( اکبر اکسیر )
- تعطیلات نوروز به کجا برویم( اکبر اکسیر )
- مثل روزنامه‌ها، اول همه را سر ( اکبر اکسیر )
- با اجازه محیط زیست( اکبر اکسیر )
- پزشکان اصطلاحاتی دارند ( اکبر اکسیر )
- من تعجب می کنم ( اکبر اکسیر )
- ازآجیل سفره عید( اکبر اکسیر )
- در پیاده روی 47 شعری خواندم ملیحه خندید ( اکبر اکسیر )
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد